عشق سال های وبا - سینما و هنر هفتم
X
تبلیغات
رایتل
سینما از نگاهی دیگر
عشق سال های وبا

Love in the Time of Cholera 

  

 

کارگردان: مایک نیویل. فیلمنامه: رونالد هاروود بر اساس کتاب گابریل گارسیا مارکز. موسیقی: آنتونیو پینتو. مدیر ‏فیلمبرداری: آفونسو بیتو. تدوین: مایک آدزلی. طراح صحنه: ولف کروگر. بازیگران: خاویر باردم[فلورنتینو آریزا]، ‏جیووانا متزوجورنو[فرمینا دزا اوربینو]، بنجامین برات[دکتر ژووه نال اوربینو]، کاتالینا ساندینو موره نو[هیلده براندا]، ‏هکتور الیزاندو[دون لئو]، لیو شرایبر[لوتاریو توگات]، آنا کلودیا تالانکون[الیمپیا زوله تا]، فرناندا مونته نگرو[ترانسیتو ‏آریزا]، اوناکس اوگالده[فلورنتینوی جوان]، جان لگوئیزامو[لونزو دزا]. 139 دقیقه. محصول 2007 آمریکا. نامزد ‏جایزه بهترین آواز از مراسم گولدن گلاب/شکیرا برای ترانه ‏Despedida‏.‏


 

ورود خانواده تاجری به نام لورنزو دزا به شهر زندگی فلورنتینو آریزای جوان را به هم می ریزد. او که پس از مرگ ‏پدرش با مادر پیر خود زندگی می کند و شغلی در تلگراف خانه شهر دارد، عاشق فرمینا دختر دزای تاجر می شود. اما ‏مخالفت دزا باعث می شود تا فرمینا به دهکده و فلورنتینوی جوان نیز با کمک عموی ثروتمندش برای فراموش کردن ‏این عشق به مکانی دور افتاده فرستاده شدند. پس از گذشت مدتی طولانی با جنگ و شیوع وبا، فرمینا به دنبال یک ‏بیماری با دکتر اوربینو آشنا شده و با اصرار پدر با وی ازدواج می کند. فلورنتینو نیز که تصادفاً سکس را کشف کرده و ‏قصد داشته تا بکارت خود را برای محبوب حفظ کند، به خود می قبولاند که باید به خاطر عشق اش به فرمینا انتظاری ‏طولانی را تحمل کند. انتظاری که نیم قرن طول خواهد کشید....‏

‏چرا باید دید؟
تعجب آور نیست که به رغم ساخته شدن نزدیک به 40 فیلم از روی نوشته های گابریل گارسیا مارکز کمتر فیلمی در یاد ‏و ذهن منتقدان و تماشاگران دوستدار ادبیات رسوب کرده و ارزشی همسان با کتاب های وی نیافته باشد. تعجب آورتر ‏این که خود گابو به رغم تحصیل در رشته حقوق و سپس روزنامه نگاری مدت ها به فیلمنامه نویسی نیز اشتغال داشته و ‏قبل از به دست آوردن جایزه نوبل فیلم کوتاهی نیز به نام خرچنگ آبی رنگ کارگردانی کرده است. تنها فیلم موفقی که ‏از وی در منابع مکتوب به چشم می خورد سال های طاعونی 1979 است که فیلمنامه آن را خودش به همراه خوآن ‏آرتورو برنان نوشته است. تا امروز دو رمان از سه رمان بسیار مشهور او [صد سال تنهایی، وقایع نگاری یک مرگ از ‏پیش اعلام شده و عشق سال های وبایی] به فیلم برگردانده شده اند، اما هیچ کدام نتوانسته اند ذره ای از ظرافت های ‏سبک او -رئالیسم جادویی- را بازتاب دهند. شاید به همین خاطر است که تاکنون کسی جسارت نزدیک شدن به شاهکار ‏وی صد سال تنهایی را نیافته و تنها کسی که می توانست چنین کاری کند، لوئیس بونوئل کبیر سال هاست که رخ در ‏نقاب خاک کشیده و گابو در سپردن آن به دست نامحرمان تعلل می کند. در این میان وقایع نگاری یک مرگ از پیش ‏اعلام شده که فرانچسکو رزی ایتالیایی شش سال پس از انتشار کتاب به فیلم برگرداند در مقایسه با فیلم اخیر نمونه بسیار ‏بهتری است که دلیلش را بعد از نگاهی به کارنامه مایک نیویل عرض می کنم.
مایکل کورمک نیویل 65 ساله متولد سنت البانز هرتفورد شایر انگلستان است. در دانشگاه کمبریج درس خوانده، سه ‏سال دوره آموزشی در تلویزیون گرانادا را از سر گذرانده، در تئاتر صاحب تجربه است، در زمینه نمایش های ‏تلویزیونی فارغ التحصیل شده و همکاری پر ثمری با افرادی چون دیوید هر، دیوید ادگار، جان آزبرن و جک روزنتال ‏داشته است. او که به تازگی دکترای افتخاری هنر را از دانگاه لینکلن انگلستان دریافت کرد، از سال 1964 با فیلم ‏شارون شروع به کارگردانی کرده و تا امروز بیش از 60 فیلم تلویزیونی، سریال و فیلم بلند سینمایی ساخته است. مهم ‏ترین فیلم های کارنامه او یک ماجرای خیلی خیلی بزرگ [1995]، رقصیدن با غریبه [1985]، آپریل ‏افسونگر [1992]، درون غرب [1992] و مشهورترین فیلم او چهار عروسی و یک تشیع جنازه [1994] است. البته اگر ‏هری پاتر و جام آتش [2005] را فراموش کنیم!‏
عشق سال های وبایی قبل از شروع به تولیدش به اندازه کافی پروژه پر سر وصدایی بود. جدال سه ساله تهیه کننده با ‏مارکز برای کسب حقوق سینمایی آن، اختصاص بودجه ای 45 میلیون دلاری، انتقال محل فیلمبرداری از کلمبیا به ‏برزیل به دلایل امنیتی و ... هاله ای از رمز و راز را در اطراف آن پدید آورد. اما بر خلاف تصور و شاید با توجه به ‏پیشینه برگردان های آثار مارکز فیلم نهایی آش دهن سوزی از آب در نیامد. چون سکان دار آن، مرد این دریای پر تلاطم ‏نبود!‏
حاصل این پروژه بزرگ چیزی جز حسران مادی [فروش 4 و نیم میلیونی در آمریکا] و معنوی برای سازندگانش نبود. ‏می شود فیلم را یک کمدی اشتباهات در پشت صحنه نامید. از انتخاب غلط کارگردان بگیرید تا بدترین انتخاب بازیگر ‏در سال های اخیر که سبب شده تا بازی بازیگرانی چون خاویر باردم و بنجامین برات نیز به هدر رود. نامناسب ترین ‏شخص جیووانا متزوجورنو ایتالیایی در نقش دختری لاتینی است که در زیر گریمی بسیار بد قرار است نقش دختری ‏نوجوان و سپس زنی در سنین مختلف تا 70 سالگی را بازی کند. این وصله ناجور در کنار انتخاب جان لگوییزامو و لیو ‏شرایبر که به نوبه خود تلف شده اند، هارمونی گوشخراشی تولید می کند که صدای مارکز از ورای ان به گوش نمی ‏رسد. جدا از ناتوانی سینما در برگردان سبک رئالیسم جادویی به فیلم، باید به نحوه اقتباس ناشیانه هاروود نیز ‏اشاره کرد که مضمون جدال عشق و سکس کتاب ستایش شده مارکز را درنیافته است. دوستداران کارهای متوسط رو به بالای نیویل نیز همین ‏طور، چون تنها نتیجه آن سرخوردگی شدید و افسوس بر پول و استعدادهای هدر رفته خواهد بود! این نصحیت شامل ‏حال دوستداران فیلم های عاشقانه نیز می شود!‏ 


ژانر: درام، عاشقانه. ‏