جیمز باند - سینما و هنر هفتم
X
تبلیغات
رایتل
سینما از نگاهی دیگر

اولین بار در فوریه ۱۹۵۲ بود که ایده خلق این شخصیت به ذهن یان فلمینگ خطور کرد و پس از موفقیت اولین رمان، فلمینگ تا ۱۹۶۴ یعنی زمان مرگش ،۱۲ رمان و یک داستان کوتاه جیمزباندی منتشر کرد. بعدها نویسندگانی چون کینگزلی آمیس (به اسم رابرت مارکام)، جان گاردنر و ریموند بنسون، رمان جیمز باندی را ادامه دادند. اما موفقیت بیشر باند زمانی بود که در سال ۱۹۶۲ با "دکتر نو" وارد عالم سینما شد.

مجموعه فیلم های جیمز باند- با افت و خیز های بسیار- به دلیل ساخت و پرورش یک ابر مرد همواره توانسته است تماشاگر عام را به خود جلب کند. این ابر مرد بیش از شغلش - مامور مخفی سازمان جاسوسی خارجی بریتانیا " 6-MI "- به دلیل ویژگی های رویایی اش تماشاگرعادی سینما را به خود جلب می کند. باند زیبا و جذاب است و محبوب زن ها؛ در نتیجه رابطه ای نیست که او در آن موفق نشده باشد- رویای مردهای عادی از سویی و از سوی دیگر جذابیت ظاهری او برای جنس مخالف - و از طرفی در نوعی از قهرمان پروری آگاهانه، باند در همه ماموریت هایش موفق می شود و از پیش تماشاگر به قدرت خارق العاده او باور دارد و این که یک تنه از پس ده ها نفر بر می آید، برای تماشاگر از پیش پذیرفته شده به نظر می رسد (و این یکی از قدرت های همان کارخانه رویاسازی است که می تواند در هر فیلم جهانی بنا کند که مناسباتش ربطی به جهان واقعی ندارد و تماشاگر حداقل عادی بدون چون و چرا آن را می پذیرد).

دانیل کریگ هم به عنوان ششمین جیمز باند- پس از شون کانری، جرج لازنبی، راجر مور، تیموتی دالتون و پیرس برازنان- عامه پسند به نظر می رسد و می تواند تماشاگر را راضی نگه دارد و پیشاپیش برای جیمز باند بعدی در سال ۲۰۰۸- با عنوان باند۲۲- جای پایش را محکم کند. اما جدای از وجه عامه پسند، فیلم های باند بر مبنای یک رشته کلیشه از پیش تعین شده بنا می شوند؛ کلیشه هایی که فیلم ها را به رغم کارگردان و بازیگر متفاوت، شدیداً مشابه یکدیگر می کند. فیلم های باند بر سه رکن اکشن، سکس و خشونت استوار است. صحنه های زد و خورد- که بسته به توانایی کارگردان، کیفیت شان رقم می خورد- بخش اصلی فیلم های باند را تشکیل می دهد، تا آنجا که اساساً فیلمنامه تنها دستاویزی است برای رسیدن به صحنه های نفس گیری که تماشاگر از فیلم های باند انتظار دارد. صحنه های سکسی و وجود دختران بسیار زیبا- که همگی هم به سادگی به دست می آیند- بخش مهم دیگری از مجموعه جیمز باند است که به همراه صحنه های خشن – که بخشی از جذابیت سینمای اکشن برای تماشاگر است - مثلث وجودی فیلم های باند را تعریف می کند.

"کازینو رویال" اساساً و کاملاً از همین سه رکن اصلی تبعیت می کند و به هیچ وجه هم قصد هیچ گونه نوآوری و خلاقیت تازه ندارد. در وجه اکشن، فیلم در ابتدا، در بخش معروف سکانس های پیش از تیتراژ باند –که ربطی به قصه اصلی ندارند و یک هنرنمایی اکشن هستند- آشکارا کم می آورد (مقایسه کنید با مثلاً "جاسوسی که دوستم داشت" یا حتی جیمزباندهای اخیرتر مثل"روزی دیگر بمیر" ) اما رفته رفته می تواند به استاندارد فیلم های باند نزدیک شود و سرانجام در صحنه های انتهایی- ویران شدن ساختمان در ونیز- به اوج خود برسد.

هر چه کارگردانی در تعقیب و گریزهای حین ویرانی ساختمان بی نقص به نظر می رسد، پیشترگاه در صحنه هایی به قدری معیوب است که احتمالاً تماشاگر عادی کنجکاو هم با آن مشکل پیدا می کند. مثلاً در آغاز اولین صحنه اکشن، هنگام فرار مرد سیاه پوست، در صحنه ای دوربین از روی او به سمت باند می چرخد، اما باند که از پیش شاهد ماجراست دست به سینه ایستاده و گویی ناگهان به خاطر می آورد که باید او را تعقیب کند. یا در صحنه ای که باند جلوی هتل زن را سوار اتومبیل می کند و پس از یک چرخش دور حیاط هتل به سر جای قبلی اش برمی گردد، فیلمساز از خلق این فضا واین که او تنها یک جای کوچک را دور زده، عاجز است و مجموعه قطع های بی دلیل و زاویه های غلط تماشاگر را بیشتر سردر گم می کند.

نکته عجیب تر درباره نسخه جدید باند، کمتر شدن سکس و اضافه شدن خشونت است. رابطه باند در فیلم با زن ها ، به دو مورد خلاصه می شود که در اولی، باند وظیفه کاری اش را به عشقبازی ترجیح می دهد و زن را ترک می گوید؛ و دومی هم با پرهیز از نمایش صحنه های عشقبازی- بر خلاف رویه فیلم های باند- به پایان تراژیکی توام با خیانت زن ختم می شود. اما خشونت عیان این فیلم بخصوص در صحنه شکنجه باند و همچنین در صحنه کشته شدن دو مامور سیاه پوست، در فیلم های این مجموعه کمتر نمونه داشته است. شاید اساساً قرار است که اسطوره باند روز به روز بی نیازتر از پیش به نظر برسد- حتی بی نیاز از زن و سکس- و بنا به سنت روز و احوال زمانه- پرداختن به مساله تروریسم که چاشنی فیلم شده- باند برای حفظ امنیت باید خشن تر و بی نیازتر از همیشه باشد.

دانیل کریگ بعد از کازینو رویال در چند فیلم دیگر در نقش جیمز باند ظاهر شد و اکنون آخرین فزدی است که در این فیلم ایفای نقش می کند.